" دلخوشی ها خیلی زیاده "
کاش بر میگشتم . .
به همان روزهايي ، که دلم بادبادک میخواست
به همان روزی که همه شهوت من مداد رنگی هایم بود
و همه غصه من بال زخمی قناری ها بود
و نمیدانستم . . . که چه تنها هستم . . .
دلخوشی هایم چیست ؟
دلخوشی ها کم نیست . .
مثلا این خورشید . . . که چه می سوزاند . . دل تنهایم را
یا همین شهوت سرد . . . همین بدبختی
تو کجایی سهراب . . غم و سختی کم نیست . .
دلخوشی هایی هست . . .
+ نوشته شده در ساعت توسط RaeeN
|
دلخوشی من همین صفحه مشکی و یک رنگ است که تنهایی ام را بر روی آن حکاکی میکنم . . .