م ب ه م
میگویم "تو" . . . اگر تو وجود داشته باشد
چگونه بگویم "تو" ، وقتی هیچگاه "تو" وجود نداشته . .
همیشه دلم تنها بوده . .
همیشه در ریاضیات عدد یک بودم . . بدون اینکه کسی با من جمع شود . . بدون اینکه کسی
وجود داشته باشد که از من تفریق شود
همیشه کسی کنارم نیست . .
من جزء آدم نیستم . . . انگار . . . .
+ نوشته شده در ساعت توسط RaeeN
|
دلخوشی من همین صفحه مشکی و یک رنگ است که تنهایی ام را بر روی آن حکاکی میکنم . . .