میگویم  "تو"  . . . اگر تو وجود داشته باشد

چگونه بگویم  "تو"  ، وقتی هیچگاه  "تو"  وجود نداشته . .

همیشه دلم تنها بوده . .

همیشه در ریاضیات عدد یک بودم . . بدون اینکه کسی با من جمع شود . . بدون اینکه کسی

 وجود داشته باشد که از من تفریق شود

همیشه کسی کنارم نیست . .

من جزء  آدم  نیستم . . . انگار . . . .